شيخ ذبيح الله محلاتى
292
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
گنجها آنچه كليدهاى او را بسنگينى برمىداشتهاند جماعت بسيار صاحب قوت و عصبه از ده تا چهل است و در اينجا چهل مراد است بعضى شصت و بعضي هفتاد نيز گفتهاند و هر كليد از يك انگشت بزرگتر نبود چون از آهن سنگين بود و از چوب هم سنگين بود از پوست درست كرده بودند بالجمله قارون با موسى بود تا هنگامى كه موسى بفرمان خدا توليت و رياست مذبح و خانهء قربانى را بهارون مفوض كرد و بنى اسرائيل هديها و قربانيهاى خود را بهارون مىدادند قارون حسد برد بموسى گفت پيغمبرى را تو بردى و رياست خانه و توليت مذبح را برادرت هارون برد و من هيچ بهره ندارم و حال آنكه توراة را بهتر از شما هر دو مىخوانم موسى فرمود به خدا قسم اين كار بفرمان خدا كردم قارون گفت تصديق نمىكنم مگر بر من امرى ظاهر كنى كه دليل بر اين باشد موسى فرمان داد كه بزرگان بنى - اسرائيل عصاهاى خود را بياورند با عصاى هارون و قارون سپس همه را در خانهاى كه در آنجا عبادت الهى مىكردند گذاردند و فرمودند اين خانه را تا صبح حراست كنيد چون صبح شد در عصاى هيچكس تغييرى حاصل نشده بود مگر عصاى هارون كه مانند درخت بادام سبز شده بود و برگ برآورده بود موسى فرمود اى قارون اكنون دانستى كه امتياز هارون از شما از جانب خداست قارون گفت اين عجيبتر نيست از جادوهاى ديگر كه كردى و غضبناك برخواست و با اتباع خود از لشكر موسى جدا شد و بناى معارضه با موسى را گذارد و موسى با او مدارا مىكرد و رعايت قرابت او مىنمود و او پيوسته موسى را آزار مىكرد و هر روز تكبر و معاندهاش زياده مىشد تا خانهاى بنا كرد و درش را از طلا قرارداد و بر ديوارهاى او صفحهاى طلا نصب كرد بنى اسرائيل هر بامداد و پسين بنزد او مىرفتهاند و طعام به ايشان مىداد و بر موسى مىخنديدند تا اينكه حقتعالى حكم زكات را بر موسى فرستاد كه از توانگران بنى اسرائيل بگيرد